خرطوم » عکس و بیوگرافی » سارا بهرامی و مادرش / بیوگرافی و عکس خانوادگی سارا بهرامی

سارا بهرامی و مادرش / بیوگرافی و عکس خانوادگی سارا بهرامی

عکس سارا بهرامی / اینستاگرام سارا بهرامی بازیگر

سارا بهرامی متولد بهمن سال 1361 در اصفهان، بازیگر است فارغ التحصیل لیسانس رشته تئاتر از دانشگاه تنکابن مازندران است در یک خانواده 6 نفره متولد شد او دو خواهر و یک برادر دارد و دوست دارد با اصغر فرهادی کار کند

تا چند سالگی اصفهان بودی؟ خاطراتت از سینماهای اصفهان چیست؟ خانواده با رفتن سینما مشکلی نداشت؟
بهرامی: تا ۲۰ سالگی اصفهان بودم. برای دانشگاه به تهران آمدم. بهترین مشوقم در بازیگری پدرم بود. پدرم به دلیل اینکه عاشق سینما بود همیشه مرا به سینما می‌برد و از همان دوران به سینما، جشنواره و سیمرغ فجر و حتی جشنواره‌های خارجی فکر می‌کردیم و سینما برایم خیلی جدی بود. در آن زمان به کانون می‌رفتم و با سن کم شروع به کار کردم. رفتن به کلاس‌های کانون بسیار تاثیر داشت و اولین کاری که کردم یک تئاتر عروسکی بود که همه عروسک‌گردان بودند اما من نقش یک پیرزن داشتم.

فیلم و بازیگر خانمی که در کودکی بسیار بر تو تاثیر گذاشت و بارها آن را دیدی، چه بود؟
آن زمان اینگونه نبود که بتوانیم فیلمی را چندین بار پشت سرهم ببینیم؛ اما در کودکی بازیگری آقای جمشید هاشم‌پور خیلی نقش پررنگی داشت و در کودکی خانم بازیگری را به یاد نمی‌آورم و در نوجوانی خانم معتمدآریا و خانم هدیه تهرانی ستاره بودند.

دوره دبیرستان روی صحنه برای اجرای تئاتر جدی‌تر رفتی؟

دوره دبیرستان در شاهین شهر زندگی می‌کردیم و گروه تئاتری به نام پژواک داشتیم که آقای مهدوی مسئول بودند. هر روز بعد از مدرسه برای تمرین می‌رفتم و هر ۳ یا ۴ ماه یکبار یک کار اجرا می‌کردیم و تماشاچی هم داشتیم.

نقش‌های متفاوت هم داشتی؟ تجربه خوبی بود؟
بله نقش‌های متفاوت داشتم. همه آن مدت تجربه خوبی بود. روی صحنه رفتن‌ها به مرور در من بزرگ‌تر می‌شد و از همان زمان به فکر حرفه‌ای شدن بودم و پدرم هم مشوقم بود.

و از همان دوره دبیرستان هدیه تهرانی بازیگر مورد علاقه‌ات می‌شود؟
وقتی از اصفهان به تهران آمدم همراه با دایی‌ام فیلم “سلطان” را دیدم و شگفت‌زده شدم. از دایی‌ام خواستم که ساختمان تئاتر شهر را به من نشان دهد چون آرزو داشتم که در صحنه‌های تئاتر به صورت حرفه ای بازی کنم. در دوران دبیرستانم همیشه عکس خانم تهرانی از فیلم “قرمز” در کیف پولم بود چون تعریف بازیگری برای من در ایشان خلاصه می‌شد؛ چیزی در او بود که معتقد بودم باید بروم و به آن برسم، بدون اینکه بدانم از چه چیزی در بازی او خوشم می‌آید.

برای دانشگاه به تهران آمدی؟
خیر، من دانشگاه شمال، شهسوار قبول شدم. نکته جالب توجه این بود که ما در آنجا کاری جز کتاب خواندن و تئاتر کار کردن نداشتیم و همه توجهمان روی تئاتر بود. از آن دانشگاه خیلی کارگردانان و بازیگران خوبی داریم که در تئاتر موفق هستند.

بعد از دانشگاه به تئاتر وارد شدی؟
خیر. بعد از دانشگاه تصمیم جدی داشتم که تهران زندگی کنم وبه همین دلیل کل خانواده را به تهران کشاندم. تحقیق کردم که بهترین کلاس بازیگری در آن زمان کدام است و متوجه شدم که کارنامه بهترین کلاس بازیگری است و به این کلاس‌ها رفتم. در مصاحبه ابتدایی کارنامه، آقایان پرویز پرستویی و حبیب رضایی حضور داشتند و صادقانه گفتم من تهرانی نیستم و در فضای هنر در تهران نبودم، اجازه بدهید در این کلاس‌ها شرکت کنم تا کم‌کم بتوانم وارد فضای حرفه‌ای شوم و آقای پرستویی و حبیب رضایی که آنجا بودند این اجازه را به من دادند.

معتقدم که محیط دانشگاه برای تقویت مطالعه و دانستن پایه‌ای اهمیت دارد اما آن چیزی که در کارنامه برایم اتفاق افتاد، خیلی دقیق‌تر با بازیگری آشنا شدم. پیام دهکردی بسیار در بازیگری به من کمک و امیر پوریا مرا وارد جهان بازیگری کرد. کارنامه تاثیر بیشتری بر من گذاشت تا دانشگاه.

اولین کارت چه بود؟
بعد از کارنامه در یک فیلم کوتاه که پایان نامه مهدی شیری در دانشکده سینما تئاتر بود، بازی کردم‌. به مرور در فیلم‌های کوتاه دیگر، نقش‌های کوتاه در کار فیلمسازان سینمایی و در تئاتر بازی کردم.

اولین فیلمی که بازی کردی، چه بود؟
در فیلم “تهرون”، نادر تکمیل‌همایون نقش اصلی بازی کردم که اکران نشد و تجربه خوبی بود. بعد از آن در “یک عاشقانه ساده” و “آینه‌های روبرو” بازی کردم.

 

فیلم‌های سینمایی 

سال عنوان نقش
۱۳۸۸ تهرون
آینه‌های روبرو
۱۳۹۰ یک عاشقانه ساده
۱۳۹۳ من دیه‌گو مارادونا هستم رؤیا
۱۳۹۴ گیتا
خانه‌ای در خیابان چهل و یکم
۱۳۹۵ ایتالیا ایتالیا برفا
۱۳۹۶ هزارپا
۱۳۹۶ دارکوب مهسا

مجموعه‌های تلویزیونی 

سال سریال نقش شبکه
۱۳۹۰ فرات شبکه دو
مثل یک کابوس شبکه یک
۱۳۹۱ پروانه پروانه شبکه سه
۱۳۹۳ پرده‌نشین مائده شبکه یک

فیلم تلویزیونی 

  • شب خفن طولانی – ۱۳۹۱ (علی معصومی)
  • شبیه شیدایی – ۱۳۹۳ (ناصر پویش)
  • آرزوهایت را به خاک نسپار – ۱۳۹۲ (محمدمهدی چوپانی)

سه × پنج =

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم