خرطوم » مذهبی » 11 شعر محرم برای کودکان / متن نوحه و مداحی محرم برای کودکان

11 شعر محرم برای کودکان / متن نوحه و مداحی محرم برای کودکان

محرم شد محرم شد

دل گل ها پر از غم شد

نگاه كوچه ی ما باز

پر از پرواز پرچم شد

سرودم یا علی اصغر

سلام ای غنچه ی پرپر

قلم لرزید و شد دفتر

زابر دیدگانم تر

سرودم یا علی اكبر

تو بودی مثل پیغمبر

نگاهم شد پر از خنجر

******************

این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین

شب های ماتم تو مرا می‌کشد حسین

تا آن دمی که منتقم تو نیامده ست

سرخی پرچم تو مرا می‌کشد حسین

از لحظه‌ی ورودیه تا آخرین وداع

هر شب ، محرّم تو مرا می‌کشد حسین

هنگام پر کشیدن یاران یکی یکی

اشک دمادم تو مرا می‌کشد حسین

داغ علی اصغر و عباس و اکبرت

غم‌های اعظم تو مرا می‌کشد حسین

بر نیزه در مقابل چشمان خواهری

گیسوی درهم تو مرا می‌کشد حسین

سالار سر بریده‌ی زینب سرم فدات

هستی فاطمه! پدر و مادرم فدات

***********************

آری حسینم
یک قهرمان بود

او یک فرشته
از آسمان بود

هم مهربان بود
هم با خدا بود

شیری دلاور
در کربلا بود

در راه اسلام
با ظلم جنگید

از خون پاکش
صد لاله روئید

او رفت و غصه
بر خانه در زد

از چهره ی شهر
لبخند پر زد

****************

ندیدم من تو را دیگر …

ای حسین ای کشته دین و نماز
بنده پاک خدای بی نیاز

ای حسین ای سرو آزاد جهان
دشمن ظلم همه غارتگران

ای حسین ای بنده پاک خدا
بهر قرآن کرده ای جان را فدا

تو حسینی، جدّ تو پیغمبر است
بر قلوب مؤمنان او رهبر است

خواستی تا دین حق یاری کنی
بهر حفظ دین حق کاری کنی

ظالمان گفتند با ما یارشو
با یزید و کافران همکارشو
دست رد بر سینه آنان زدی
دوربودی از گناهان و بدی

در نبردی نابرابر با سپاه کافران
جان خود کردی فدا ای جانِ جان

تو شهیدی زنده ای پاینده ای
تا ابد در خاطر ما زنده ای

***************

چشم کبوتر

خیس است از غم

زیرا رسیده ماه محرم

او نیز، چون من

اندوه دارد

بر شانه از درد

یک کوه دارد

پر می زند باز

تا کربلایت

پیغامی از من

دارد برایت

یک قلب کوچک

در سینه دارد

قلبی شبیه

آیینه دارد

در قلب او هست

یک نام زیبا

آن نام زیبا

مولاست، مولا …

*****************

یارِ امام برادرش
حُر و علی‌اکبرش

برای ما مسلمونا
برای قرآن و خدا

تا باقی باشه دین ما
دین پیامبر خدا

حالا امامِ خوب ما
تنها میون دشمنا

کشته شدن دور و برش
حتی علی اصغرش

آخر شهید شد اون آقا
رفت آسمون پیش خدا

دشمنای دین خدا
اون آدمای بی‌حیا

بچه‌ها رو، زدن کتک
هیچکی نیومد به کمک

کردن اسیر زود اونا رو
همه زن و بچه‌ها رو

شهید شدن برای کی؟
اسیر شدن برای چی؟

شهید شدن مسلمونا
تشنه تو دشت کربلا

تا قدر دین رو بدونیم
همه مسلمون بمونیم

********************

باران تیر و نیزه
ضربه‌های شمشیر
حسین یکی است
و دشمن بسیار

نیزه‌ای بر کتف او
ضربه‌ای بر پایش
ضربه‌ای بر کمر
او به زمین می‌افتد

برمی‌خیزد
می‌افتد و برمی‌خیزد
و سرانجام

دیگر توان برخاستن ندارد
سی و سه زخم نیزه
سی و چهار زخم شمشیر
سلام بر حسین شهید!

******************

سینه می زند بابا
توی کوچه مان امشب

بسته روی پیشانی
یک نوارِ «یا زینب»

فرشِ کوچکی را هم
او به کوچه آورده

شمع و شربت و پرچم
نذرِ بچه ها کرده

سینه می زنم من هم
با شعار یا «زهرا»

اسم دسته ما هست:
دخترانِ عاشورا

***************

صدای طبل و زنجیر

می آید از خیابان

غمی نشسته امشب

به قلب پیر و جوان

صدای واحسینا

پیچیده در هر کجا

زنده شده دوباره

خاطره ی کربلا

گردیده یک عالمی

در سوگ او سیه پوش

مردم همه عزادار

با اشک و غم هم آغوش

آمد محرمُ باز

صدای اشک و ناله

روئیده در کربلا

گل های سرخ لاله

***********

یک لحظه ببند چشم خود را

تا قصه ای آشنا ببیند

پایان قشنگ کربلا را

از دختر کربلا ببینی

پس خوب ببین که دختر آنجاست

بالای سر پدر نشست

از لرزش شانه هاش پیداست

بغضی که به حنجرش شکسته

گقتی که چقدر کوچک است او

افتاده به خاک از غم و درد

ای کاش کسی می آمد او را

از روی زمین بلند می کرد

حالا تو ببین ادامه اش را

پایان قشنگ قصه اینجاست

او نیز ادامه حسین است

دیدی که خودش چگونه برخاست

برخاست به جنگ دشمنان رفت

این بار خودش بدون بابا

برخاست به دیگران بگوید

فریاد بلند کربلا را

*************

گل می کند در خیالم فکری که شاید محال است

هر سال ماه محرم

در ذهن من این سوال است

آیا محرم دوباره

با خون و آتش می آید

یا این که این بار عباس

با مشک آبش می آید

غیر از جواب سوالم

نذر و نیازی ندارم

این بار هم مثل هرسال

بسیار امیدوارم

شاید که دست اباالفضل

امسال تنها نماند

شاید دلم کربلا را

یک جور دیگر بخواند

شاید پشیمان شود شمر

از شمر بودن کشد دست

شاید به جای لب تیغ

بر روی آن تن کشد دست

شاید ولی کربلا را

دل باز هم روی نی خواند

امسال هم تشنه شد آب

در حسرت کودکان ماند

این بار هم مثل هرسال

از فکر خود می کشم دست

تا این که روزی بیاید

مردی که مثل حسین است

16 − یازده =

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم