خرطوم » اموزشی » 3 انشا درباره فصل تابستان / انشا در مورد تعطیلات تابستان

3 انشا درباره فصل تابستان / انشا در مورد تعطیلات تابستان

انشا در مورد تابستان خودرا چگونه گذراندید / توصیف ادبی فصل تابستان

به نام خدا

 

موضوع انشا:تابستان خودراچگونه گذرانده اید؟امسال تابستان به من خیلی خوش گذشت وچقدرهم زودتمام شد!!!تابستان امسال برخلاف بقیه ی تابسانهامابیشترتعطیل بودیم به خاطرمسابقات جام جهانی.یعنی اواسط خردادماه ولی خیلی خیلی خوش گذشت.چیزی که بیش ازهمه من راخوشحال کرددرتابستان امسالروزه گرفتنم بود.من چون روزه اولی بودم ماه رمضان نیزخیلی به من دراین تابستان خوش گذشت.چون بیشترازهرموقعی دیگربه مهمانی میرفتیم وبابچه هابازی میکردیم.پدرومادرم هم چون من سال اولی بودکه روزه میگرفتم خیلی به من توجه میکردند.ماامسال قراربودتابستان به مسافرت هم برویم ولی به دلیل شغل پدرم نتوانستیم به مسافرت برویم ولی پدرم به من قول دادکه حتمادرایام عیدشمارابه مسافرت خواهم بردمن هم خیلی خوشحال شدم.اواخرتابستان من دلم خیلی برای دوستان مدرسه ای ام تنگ شده بودوهرروزلحظه شماری میکردم تامدارس بازشودومن دوباره بتوانم معلمان ودوستانم راببینم.الانم خیلی خوشحال هستم که دوباره توانستم دوستان خودراببینم.این بودانشای من درباره ی تابستان خودراچگونه گذرانده اید.

*****************************

 

تابستان که فصل دوم سال می باشد در آن روزها بلند و شبها کوتاه و هوا گرم می شود. میوه های مختلف می رسد درختان همه سرسبز و خرم بوده و برای مسافرت به نقاط سردسیر کوهستانی مناسب می باشد اوایل تابستان امسال به یکی از روستاهای اصفهان که خیلی هوای آن مطبوع و مناسب می باشد رفتیم در این دهکده که در دامنه کوه بزرگی واقع شده و قسمتی از آن داخل دره ای زیبا و خوش آب و هوا قرار گرفته پرندگان با صداهای مختلف و دلنواز چهچه می زدند در اوایل تیرماه عازم مسافرت به این دهکده شدیم. قسمتی از این مسافرت را با قطار شروع نموده و قسمت دیگر آنرا با اتومبیل و قسمت آخر را که راههای کوهستانی داشت با اسب راه آنرا طی نمودیم و نزدیک ظهر وارد این دهکده شدیم . واقعا هوای آن خیلی سالم و خوب بود عموی ما که در آن دهکده ساکن بود با گرمی ما را پذیرفت و استقبال نمود هوای آن دهکده طوری بود که خستگی سکونت در شهر با دودهای فراوان را از تن ما بدر کرد و به اصطلاح بسیار سفر باید تاپخته شود خامی . گردش در دهکده،دیدن مناظر قشنگ، تماشای کوهها و دیدن درختان خرم و محصولات این آبادی و هوای پاک آن به تن ما جان تازه ای داد هر روز با برنامه معین ورزش می کردیم و در کنار رودخانه شنا و ماهیگیری می نمودیم ظهرها به مسجد روستا رفته و در نماز جماعت شرکت می نمودیم شبها نیز در جمع روستائیان که از کار خسته مراجعت کرده بودند شرکت        می کردیم چون هوای دهکده صاف و روشن بود ماه و ستارگان در آسمان می درخشیدند و ما را آرامش جان و روان می دادند. این سفر تابستان که در حقیقت خیلی به ما خوش گذشت و احساس تندرستی و راحتی می کردیم در پانزدهم شهریور امسال مدت این مسافرت پایان یافت و ما با خوشحالی پس از خداحافظی از دهکده به تهران مراجعت نمودیم بسیار خوش گذشت که می گویند:

عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است                        وربه سختی گذرد نیمه نفس بسیار است

بزرگان و دانشمندان همیشه توصیه و سفارش کرده اند که مسافرت نمائید زیرا ماندن در خانه و مسافرت نکردن مانند آن است که انسان در بند و زندان باشد و به قول شاعر:

قدر مردم سفر پدید آرد

خانه خویش مرد را بند است

چون به سنگ اندرون بود گوهر

کس نداند که قیمتش چند است

 

***************************

تابستان امسال خیلی هواگرم بودکه هنوزم آثارش پیداست من دراین فصل سال وامسال تونستم کتابهاورمانهایی رومطالعه کنم وازاوقات فراغتم کمال استفاده روببرم همچنین باشرکت درکلاسهای شناوآمادگی جسمانی تونستم دل خودم وسلامتی خودموتضمین کنم.البته متوجه بیماری ای ازخودم شدم که اونم خالی ازلطفنبودچون پی به این بیماری بردم ومجبورشدم تاهرچندوقت یکبارخودمودربوته آزمایشگاه قراردهم وچک کنم دراین فصل من باگرمای زیادتابستون وشرایط روزه گرفتن مواجهه بودم هرچندکه علمامی گویندصواب اون بیشتره نمی دونم خلاصه براتون بگم که درفصل تابستون من درجشنواره قرآنی برنده شدم وقرارشدکه ماروببرندساری منطقه گهرباران دانشگاه علوم پزشکی امابدلیل ثبت نامهای دانشجویان تاتاریخ جاری که هنوزموفق به اینکارنشده ام.من درتابستان امسال دوتاازکاربران خوب راسخونوملاقات کردم واحساس شعف می کردم .من دراین فصل تاجائیکه تونستم به یک مجموعه فرهنگی ونگهداری کودکان وامورخیریه مانندی کمک کردم وپیش خدای خودم راضیم امیدوارم که تونسته باشم گام کوچکی دراین راه برداشته باشم درضمن درطول ایام ماه مبارک رمضان وهنگام دعاهای شبانه ازطریق شرکت درحسینیه های مذهبی متوجه احساس کمکی شدم که برادران حسینی درحسینیه احساس نمودندبنابراین هرچندازنظرمالی درمضیغه هستم اماکمک مالی نمودم البته ناگفته نمونه که فقط انحصارا”کمک مالی نیست بلکه ماهرقدمی که برای حسینیه یاهرمرکزدیگه ای برمی داریم درجایگاه خودش نوشته میشه.همچنین من درفصل تابستان به دیدارکودکان معلول شهیدفیاض بخش مشهدرفتم وچندجعبه میوه برای اونهاخریدم وازآنجائیکه دردوران دبیرستان معلممون یادداده بودندکه بایدباآنهابه نرمی رفتارکنیدبراشون میوه پوست کندم وبه دستشون دادم چون بعضیهاشون اصلا”توان پوست کندن میوه رونداشتندویاخیلی سنشون کوچک بود.

14 + ده =

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم