خرطوم » شعر » 5 شعر زیبای زمستانی / شعرهای کوتاه عاشقانه زمستانی

5 شعر زیبای زمستانی / شعرهای کوتاه عاشقانه زمستانی

شعر نو درباره زمستان / شعر زمستانی عاشقانه

 

سکوت زمستانی

شاعر امین تحریری

من آن شیروانی ام
که با زمزمه ی عاشقانه ای بی صدا
در طول شبی دراز
پوشیده از برف شده بودم
اما کنون
زمزمه ی حزینی را می شنوم
به گمانم صدای چکه های آب شدنش باشد
شاید درپس این آوای حزین
بهاری باشد
.
.
.
در سکوت زمستانی تو نیز
زمزمه ایست
به رنگ زمزمه های بهاری ات
.
.
.
حال بنال ای کلاغ
که قار قارت تسکین دهنده ایست
در این سکوت زمستانی …

*************************

عاشقانه ها

شاعر سمیه میرزایی

پنجره ها یخ زده اند
من آبی ترین لحظه هایم را گم کرده ام
هر باری که دوست داشتن هایت را.. .
فصل به فصل می کنی.. .
وقفه می افتد بین عاشقانه ها
اینجا عاشقانه ها.. .
در زمستانی ترین زمستان بسر می برند

&&

گل یخ های زمستانی
عطر نفس های تو را
دارد
چقدر دلتنگی.. .
یک آدم برفی می شود!! .

******************************

شعر زمستان غمگین

مخور غم چون به پایان روزگار انتظار اید
رود سرمای دی اندم که هنگام بهار اید
خزان بر تخت یغما چند روزی بیش ننشیند
صبا با جیش نوروزی و لطف بی شمار اید

.

.

.

زمستان
فصل با طراوت
وزیبای است
کم تر از بهار نیست.
فصل سرد و ساده
با چهره ی گشاده
فصل مهربانی
با انگیزه ی سرشار.
ما سردی های زمستان را
با نفس های گرم تو
بهار خواهیم کرد…
زمستان فصل خواهش است
فصل جوشش است
کم تر از بهار نیست. …

************************

شعر دوبیتی عاشقانه زمستانی

به که گویم که تو منزلگه چشمان منی به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من به که گویم که تو باران زمستان منی

کوچه ها را بادانه های برف
آذین می بندد
زمستاني سرد سرد
حجم سرما!

ضربان قلب هوا را میشمارد

ومن به دری تکیه داده ام

که زنگوله های یخ

آنرا پوششی دوباره داده اند
آیا برای دوباره روییدن

بهار می آید؟؟؟ …

.

.

.

ای برف که رحمت خدا باد به تو
کی داد چنین شیطنتی یاد به تو؟
در موسم دی به ما کنی جلوه گری
در تیر ولی زحال ما بی خبری
با ماه محرم تو تبانی کردی
پنهان ز من و ما و فلانی کردی
دست و رُخ و پای ما در این فصل عزا
از شدت سرما شده چون جامۀ ما

*************************

زمستان سرد بر تن نیمه جانم

جولان می دهد
شب با سیاهی خود

درد سوزناکش را افزون میکند
زمستان یادآور روزهای سخت

زمستان سرآغاز عشقیست
که …

مرا برد با خود به دنیای دگر
آه . . .

هر دم از درد فزونش
لال میشوم …

لال میشوم و بی صدا

در میان همهمه گفته هایم
این زمستان سرد و بی روح

در سوزناکش رابه جای
خواهد گذاشت بر تن نیمه جانم

.

.

.

در این روزهای برفی آیا برای گنجشکان دانه ای ریخته ای ؟

پرنده دل ♥ من نیز ، دیر زمانیست که در برف گیر افتاده . . .

چهار + هجده =

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم