X بستن تبلیغات
خرطوم » نوشته ها » اموزش نوشتن بیان مسئله در روش تحقیق + نمونه بیان مسئله

اموزش نوشتن بیان مسئله در روش تحقیق + نمونه بیان مسئله

اموزش نوشتن بیان مسئله در روش تحقیق + نمونه بیان مسئله

اموزش نوشتن بیان مسئله در روش تحقیق + نمونه بیان مسئله

در این پست به شما اموزش میدهیم که چگونه یک بیان مسئله حرفه ای بنویسید.

عناصر بیان مسئله

بيان مسئله

مقدمه

تعريف مسئله

تعريف عملياتی و مفهومی اجزاء مسئله

پرسش هاي اساسي

مقدمه

• بيان مسئله با مقدمه اي آغاز مي شود و نبايد چنان دور از مسئله انتخاب كرد و كلي گرفت كه بتوان آن را درآغاز هر مطلب ديگري بيان كرد.

• طول مقدمه نبايد چنان باشد كه برمطلب اصلي- يعني تعريف مسئله غلبه كند و به عبارت ديگر“ مقدمه زائد بر متن“ باشد.

• اندازه نوشتاري مقدمه طبعا با حجم نوشته اصلي تناسب دارد.

• پيشنهاد : براي اطمينان از ربط مستقيم مقدمه با متن ، شايد مناسب ترين شيوه آن باشد كه ابتدا مسئله اصلي را درقالب تعريف مسئله مشخص و تبيين كنيم ، آن گاه به تدوين مقدمه بپردازيم.

تعريف مسئله

• در اين بخش، مطلب اصلي يا درواقع مسئله اي كه قرار است در تحقيق مورد توجه قرار گيرد باز گشوده مي شود.اهميت مسئله مورد بررسي و دلايل پرداختن به آن به عنوان موضوعي ضروري از جمله مطالبي است كه در اين بخش مورد اشاره قرار مي گيرد. در همين مرحله است كه پژوهنده تاكيد مي ورزد كه نتايج محتمل تحقيق مي تواند بر روند فعلي امور و سياستگذاري ها و برنامه ريزي ها مرتبط با آن ها اثر بگذارد.

• نكته اي كه به نظر مي رسد: درتعريف مسئله نبايد ادعايي را مطرح كرد كه در عنوان تحقيق لحاظ نشده باشد، در اين تعريف برابري محتوايي با عنوان و ساير بخش هاي طرح پيشنهادي بايد پيوسته مورد نظر باشد.

نحوه بيان مسئله تحقيق و نگارش آن

• گفته مي شود كه محقق زماني طرح يك مطالعه پژوهشي را مي ريزد كه به مسئله اي درخور بررسي برخورد نمايد محقق در اين مرحله آماده ميشود مسئله را آن طور که يافته است تعريف نموده ،اهداف تحقيق خود را بيان نمايد .

• در بيان مسئله و تعريف آن محقق بايد به نکات زير توجه کند :

• صورت مسئله بايد شکل سوالي داشته باشد.

• مسئله بايد روشن و بدون ابهام باشد.

• از کاربرد اصطلاحات و واژگان ارزشي خودداري شود .

• اخص و صحيح باشد. مسئله درحد كنترل پذير و اخص مطرح شود.

• سوالات ويژه تحقيق بايد نوشته شود .

مثال   

پژوهشگر  در بيان مسئله به جاي اين كه بنويسد مسئله پژوهش استفاده از اينترنت و فعاليت هاي علمي و پژوهشي اعضاي هيات علمي است. و باز به جاي اين كه بنويسد در اين پژوهش رابطه استفاده ار اينترنت با فعاليت هاي علمي و پژوهشي اعضاي هيات علمي مورد بررسي قرار مي گيرد . بهتر است مسئله به صورت اخص و با تعيين كامل حدود آن و به اعتقاد برخي صاحب نظران به صورت سوالي مطرح شود.

درست تر : آيا بين فعاليت هاي علمي و پژوهشي اعضاي هيات علمي واحد مشهد و چگونگي استفاده آن ها از اينترنت رابطه وجود دارد؟

يا ، اين پژوهش درنظر دارد به بررسي فعاليت هاي علمي و پژوهشي اعضاي هيات علمي واحد مشهد و چگونگي استفاده آن ها از اينترنت بپردازد.

تعاريف مفهومي و عملياتي

به منظور تصريح كار و ايجاد شرايط مناسب جهت درك مشترك از اصطلاحات و مفاهيم ، محقق به تعريف برخي اصطلاحات مي پردازد .

تعريف مفهومي تعريفي است كه همگان بر آن توافق دارند و صرف نظر از اين كه در چه بستر نحوي مورد استفاده قرار گيرد ، پيوسته دامنه معنايي آن يكي است. 

تعريف عملياتي  ناظر بر دامنه ويژه اي از معنا و مفهوم است كه پژوهنده براي تحقيق خود برمي گزيند تا بتواند بر مبناي آن جريان پژوهش را به طور روشن دنبال كند.

تعريف عملياتي درواقع حد انتظار مخاطب را از مفاهيمي كه درتحقيق به كار رفته است تعيين مي كند و تكليف پژوهنده را نيز در جريان پژوهش روشن مي سازد. و پژوهنده ناگزير است اصطلاحات مبهمي را كه در بخش هاي مختلف تحقيق خود به كاربرده است. اعم از عنوان ،تعريف مسئله ، هدف ، و مانند آن در آغاز براي مخاطب خود تعريف كند.

پرسش هاي اساسي پژوهش

پس از اين كه مسئله پژوهش تعيين و بيان شد كاربعدي پژوهشگر بيان سوالات پژوهش است ” يعني خرد كردن و شكستن مسئله پژوهش به يك تعداد سوال كه درواقع از طريق پاسخ يابي به اين سوال ها از طريق پژوهش پاسخ داده خواهد شد. ”

مجموع سوالات پژوهش درواقع همان مسئله پژوهش را نشان مي دهد. يعني اگر سوالات با هم تركيب شوند به لحاظ مفهومي مساوي پژوهش خواهند بود. معمولا براي بيشتر مسئله ها 2 تا 6 سوال كافي است و لي باز هم بستگي به مسئله پژوهش دارد.

اگر تعدا سوال خيلي زياد شد مسئله درواقع وسيع و مبهم است و بايد در آن تجديد نظر شود.

نكاتي در مورد سوالات اساسي پژوهش

پرسش هاي اساسي پژوهش بايد از لحاظ درجه خاص بودن با يكديگر همسنگ باشند.به عبارت ديگر نبايد سوالي به طور مثال 25درصد مسئله اصلي را دربرگيرد و سوال ديگري 5 درصد آن را پوشش دهد.

برآيند پرسش هاي اساسي بايد كل مسئله اساسي را پاسخ دهد ، نه نسبت به آن داراي خلاء و كمبود باشد و نه از آن فراتر رود. به طور مثال ، هرگاه بتوان كليه جوانب مسئله اصلي را به هشت پرسش اساسي تجزيه كرد، بايد هشت برش مساوي دايره اي فرضي را دربرگيرد.

انواع پرسش هاي پژوهش

سوال توصيفي : دراين گونه سوال ها معمولا از كلمات ”چه مي باشد، چيست، و چگونه است“ استفاده مي شود. مثال: گسترش تاريخي صنعت در ايران چگونه بوده است؟

سوال هاي رابطه اي: در اين گونه سوال ها ، چگونگي رابطه دو يا چند متغير مورد نظر قرار مي گيرد . مثال: چه رابطه اي بين رضايت شغلي و رشد سازمان وجود دارد؟

سوال هاي تفاوتي : اين سوال ها با تفاوت سطوح متغير ها سروكار دارد و معمولا به شكل زير بيان مي شود: آيا بين فارغ التحصيلان رشته هاي حسابداري ورشته هاي مديريت در انتخاب شغل تفاوت وجود دارد.

سوال هاي علت و معلولي : در اين گونه سوال ها رابطه علت و معلولي بين متغير هامورد نظر قرار مي گيرد . مثال: چه عواملي باعث افزايش رضايت شغلي كاركنان در يك سازمان مي شود؟

روش نگارش و ارزيابي مسئله تحقيق

• محقق براي بيان مسئله تحقيق و نگارش آن بايد به اين ترتيب اقدام کند:

صورت مسئله را به صورت سوالي بنويسد

يک مقدمه کلي بنويسد

ابعاد و ويژگيها و صفات مورد مطالعه را شرح دهد

ادبيات و سوابق مسئله تحقيق را بيان کند

فهرست متغيرها و معرفهاي مورد مطالعه را ذکر کند

سوالات ويژه تحقيق را فهرست کند

نتايج و دستاوردهاي پيش بيني شده تحقيق را اظهار کند

• محقق براي اطمينان از انجام دادن اموري که براي نگارش و بيان مسئله تحقيق لازم است ، ميتواند جدول کنترل را تهيه نموده و به ارزيابي آن بپردازد .

 

جدول کنترل و ارزيابي نگارش مسئله تحقيق

  • آيا صورت مسئله به شکل سوالي است ؟ 
  • آيا مقدمه توضيحي درمورد مسا له و اهميت و ضرورت تحقيق داده است؟
  • آيا ابعاد ، ويژگيها و حدود مسئله تحقيق بيان شده است ؟
  • آيا ادبيات و سوابق مسئله ذکر شده است ؟
  • آيا فهرست متغيرها ومعرف ها و مدلهاي مربوط به آن ذکر شده است ؟
  • آيا سوالات ويژه تحقيق تدوين و بيان شده است ؟
  • آيا به هدف تحقيق  و دستاورد هاي آن اشاره شده است ؟
  • آيا بيان مسئله از وضوح برخوردار است ؟
  • آيا اصطلاحات و مفاهيم به خوبي تعريف شده است ؟
  • آيا از كاربرد واژه ها ي دو پهلو ، شرطي، ارزشي و داوريهاي ايدئولوژيك پرهيز شده است؟

 

نمونه بیان مسئله 

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان سهم مهمی از تولید ناخالص ملی مربوط به بخش خدمات است. با افزایش تعداد سازمان‌های خدماتی و پیرو آن رقابت فزاینده، همچنین تغییر بی وقفه و مداوم سلیقه‌های مشتریان و بالا رفتن سطح انتظارات آنها، بزرگترین چالشی که این سازمان‌ها با آن مواجه هستند. (آواد و آگتی [۱]،۲۰۱۱).

از طرفی وجود رقابت دربین موسسه‌ها و بنگاه‌های خدماتی برای کسب سهم بیشتر از بازار و تلاش مشتریان برای رسیدن به رضایتمندی بیشتر موجب شده است که هم بنگاه‌ها به دنبال کسب موقعیت ممتاز در بازار بوده و هم مشتریان درپی یافتن سرنخ هایی برای رسیدن به بهترین تامین کنندگان باشند. رسیدن به این اهداف با بررسی دو مفهوم ارتباط نزدیکی دارد،کیفیت خدمات و رضایت مشتریان. بررسی این دو مفهوم در بازارهای خدماتی به دلیل ویژگی‌های خاص خدمات حساس‌تر و مهمتر بوده و برای سازمان‌های ارائه دهنده خدمات نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است ( حسینی و دیگران، ۱۳۸۹ : ۱).

اندازه گیری کیفیت خدمات از دیدگاه مشتریان و رضایت مشتریان از جمله اقدامات داخلی محسوب می شود که نمایانگر جهت گیری سازمان‌ها به سمت کیفیت می باشد ( فتحیان و دیگران، ۱۳۸).

کیفیت خدمات عبارت است از آماده بودن خدمت برای استفاده کننده که خود نیازمند کیفیت، طراحی [۲] ،انطباق [۳] و در دسترس بودن مکان ارائه خدمات [۴] است ( کویوتتیس [۵]، ۱۹۹۲ : ۸۲).

در تبیین اهمیت بین کیفیت خدمات و رضایت مندی مشتریان همین بس که صاحب نظران مدیریت کسب رضایت مشتری را از مهمترین وظایف واولویت‌های مدیریت شرکت‌ها بر شمرده و لزوم پایبندی همیشگی و پایدار مدیران عالی برجلب رضایت مشتریان را پیش شرط اصلی موفقیت به حساب آورده اند ( سجادی، ۱۳۷۷).

کیفیت خدمات عامل حیاتی و تعیین کننده ای در عملکرد فعالیت تجاری و سوددهی بلند مدت یک بنگاه تجاری است چرا که کیفیت خدمات منجر به رضایت مندی مشتریان می گردد و به این ترتیب اثر مثبتی بر روی تبلیغات دهان به دهان، وفاداری نگرشی و نیات خرید مشتری می گذارد ( پاراسورامان و دیگران [۶]، ۱۹۸۵).

در این میان یکی مهمترین از بنگاه‌ها و سازمان‌هایی که در زمینه ارائه خدمات فعالیت نموده ونقش و اهمیت آنها در اقتصاد و توسعه کشور بر هیچ کس پوشیده نیست، بانک‌ها هستند و به نظر می رسد کشف رابطه بین دو مفهوم کیفیت خدمت و رضایت مشتری می تواند در ارتقاء و بهبود سطح خدمات ارائه شده از جانب بانک‌ها از یک سو و کسب رضایت‌مندی بیشتر مشتری از سوی دیگر تاثیر گذار باشد ( حسینی و دیگران، ۱۳۸۹ : ۴).

جامعه امروز از سیستم بانکی انتظار دارد که ضمن تلاش درجهت جذب سپرده‌ها و تخصیص مناسب آنها در فعایت‌های مفید اقتصادی، به موازات پیشرفت‌های همه جانبه اقتصادی و اجتماعی نیز حرکت نمایند. بانک‌ها به عنوان موسسات خدمت رسانی موظفند به‌نحو مؤثری درتحقق توقع‌ها و نیازهای مشتریان گام برداشته وخودرا با نیازهای جامعه هماهنگ سازد. فناوری اطلاعات با تسهیل ارتباط با مشتریان و افزایش سرعت و اثربخشی آن، زمینه بهبود عملکرد و نوآوری در ارایه خدمات را فراهم می کند ( شهرستانی ، ۱۳۸۷).

کیفیت خدمت در بانک ها نقش مهمی را ایفا می کند چون کیفیت خدمت بهتر تنها یک استراتژی انتخابی یا اختیاری نیست بلکه کیفیت خدمت بهتر دقیقا وجه تمایز بین بانک های موفق و بانک های ناکارا است. از جمله مهمترین خدماتی که از طریق بانک‌ها ارائه می‌شود ارائه خدمات و اطلاعات از طریق کانال‌های الکترونیکی است. تمام اموری که امروزه به آنها بانکداری الکترونیکی اطلاق می‌گردد، در جهت دستیابی به کیفیت خدمت بهتر انجام می پذیرد. اموری نظیر نصب ماشین های خودپرداز، بانکداری تلفنی، بانکداری موبایلی و بانکداری اینترنتی، همگی با هدف بهبود کیفیت خدمت صورت می پذیرند . بنابراین می‌توان از کیفیت خدمت به عنوان مغزافزار عملیات بانکی نام برد. آ گاهی از مفهوم کیفیت خدمت و تلاش برای بهبود آن به ارائه خدمات با کیفیت در بانک منجر شده و از طریق افزایش سطح کیفیت خدمات می توان افزایش رضایتمندی مشتریان را انتظار داشت ( مینجون و شائوهان [۷]، ۲۰۰۱).

اگر چه پژوهش‌های فراوانی در زمینه کیفیت خدمات مالی و پولی در مورد بانک‌ها انجام پذیرفته است، اما تعریف و اندازه گیری کیفیت خدمات به‌ویژه خدمات الکترونیکی ارائه شده توسط یک موسسه خدماتی مانند بانک بسیار مشکل است. بانکداری با سایر صنایع متفاوت است زیرا در بانکداری میانگین ارتباط میان مشتری و بانک طولانی تر از سایر صنایع می باشد. زمانی که یک مشتری در یک بانک حساب باز می‌کند ، ارتباط و وابستگی وی به بانک بیشتر می گردد. مشتری ممکن است به‌طور مکرر عملیات بانکی مختلف مانند دریافت صورت حساب، پرداخت قبوض و … را انجام دهد و با ارسال مستمر گزارش‌های ماهانه با بانک در ارتباط باشد (دوگان، ۲۰۰۴).

از سوی دیگر بانک‌ها از آن‌دسته موسسه‌هایی هستند که با توجه به تغییرات محیطی که پیش روی بازارهای ملی و پولی است، بایستی پیشاپیش با تجهیزنمودن خود، شناسایی نیازها، توقعات مشتریان و همچنین توجه به وضعیت بازار اهمیت قایل شوند، زیرا هر بانکی بتواند زودتر از رقبا این نیازها را شناسایی و برآورده کند در میدان رقابت پیروز و سرافراز خواهد بود ( شهرکی و دیگران، ۱۳۸۵).

بنابراین می توان نتیجه گیری نمود که کیفیت خدمات به‌ویژه خدمات الکترونیکی در بانک‌ها از مهمترین عوامل موثر بر رضایت مندی مشتریان می باشند که در نهایت وفاداری مشتریان را نیز در پی خواهند داشت.

در این راستا پژوهش حاضر در تلاش است تا به به بررسی رابطه کیفیت خدمات الکترونیک بر رضایت و وفاداری مشتریان بانکی در بانک …..، به عنوان یکی از بانک‌های خصوصی پیش رو در زمینه ارائه خدمات بانکداری الکترونیک در ایران بپردازد، تا در نهایت بتوان از نتایج حاصل از این پژوهش به ارائه راهکارهای موثری برای افزایش سطح کیفیت خدمات بانکداری الکترونیک در این بانک دست یافت.

[۱] Awwad & Agti

[۲] Quality of design

[۳] Adaptoin

[۴] Place

[۵] Coyothetis

[۶] Parasoraman et al

[۷] Minjoun and Shao Han

18 + پانزده =

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم