خرطوم » نوشته ها » انشا درباره صحنه ورود یک موش به خانه

انشا درباره صحنه ورود یک موش به خانه

انشا درباره صحنه ورود یک موش به خانه

انشا درباره صحنه ورود یک موش به خانه

من در مورد صحنه ورود یک موش به خانه انشا نوشتم ، شما هم انشا خودتونو در قسمت دیدگاه ها بنویسید تا دوستان استفاده کنند.

دیروز روی مبل نشته بودم و مثل همیشه سرم تو گوشی بود و داشتم بهترین استفاده را از وقتم میکردم و در شبکه های اجتماعی وبگردی یا ولگردی میکردم که یهو صدای جیغ مادرم را شنیدم که درون اشپزخانه بود ، با خودم گفتم حتما دستشو بریده ، البته داخل پرانتز بگم که در نظر مادرم یک بریدگی کوچک مثل قطع شدن یک عضو از بدن است.

به خاطر همین با سرعت به سمت اشپزخانه رفتم دیدم مادر رفته بالای کابینت و با ترس و لرز میگه مو ، مو ، موش. من هم که از موش میترسیدم به سرعت از اشپزخانه فرار کردم و پدرم را که در دبلیو سی بود صدا زدم و گفتم بیا که یک موش اومده خونه و الانه که ما سکته کنیم. نمیدونم پدرم کارش تموم شده بود یا نه ولی کارشو خلاصه کرد ، اومد بیرون و رفت به سمت اشپزخونه. اول مادرمو از اشپزخونه خارج کرد بعد دنبال موش گشت ولی چون موش رفته بود زیر کابینت ها نمیتونست پیداش کنه.

بعدش به من گفت یه وسیله بلند بیار تا بتونم از زیر کابینت فراریش بدم. من هم رفتم دسته طی را به پدرم بدم ، به محض اینکه وارد اشپزخونه شدم ، چشمتون روز بد نبینه موش با یک حالت هراسان از زیر کابینت بیرون اومد که فرار کنه و من انچنان جیغی کشیدم که گوش پدرم تا دو ساعت سوت میکشید. خلاصه سرتون رو درد نیارم به هر زحمتی که بود پدرم موش رو گرفت و ما رو راحت کرد. البته هنوز حال مادرم خوب نشده و در توهم دیدن موش سیر میکنه.

تاکنون 61 نظر ثبت شده است.

  1. من تا حالا موش ندیدم

  2. بچه ها من تا حالا انشا کپی نکردم چون معلم پارسالم تا میدید می فهمید.آیا کپی کنم ؟؟؟ توروخدا جواب.

  3. اگه میشه با مقدمه نتیجه گیری بنویسین
    ممنون میشم

9 + 10 =

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم