4 انشا درباره مادر ، انشا با موضوع مادر

4 انشا درباره مادر ، انشا با موضوع مادر

4 انشا درباره مادر ، انشا با موضوع مادر چهار انشا ادبی و عادی ( ساده ) در مورد مادر اماده کردم که امیدوارم خوشتون بیاد. انشا شماره یک مادر ، آن هنگام كه درخشش چشمانت را در آسمان زندگي ام مي بينم؛ آن هنگام كه جوشش چشمه ي چشمت را در سراشيبي صورت زيبايت برانداز مي كنم؛ زماني كه به ياد مي آورم چگونه در جستجوي آغوش پرمهرت حجم خالي فضا را لمس مي كردم و با بي تابي نامت را بر زبان مي آوردم؛ دلم چون كودكي بازيگوش و بهانه گير در كنج قفس سينه سر بر ...

ادامه مطلب

3 انشا در مورد نماز ، انشا با موضوع نماز

3 انشا در مورد نماز ، انشا با موضوع نماز

3 انشا در مورد نماز ، انشا با موضوع نماز سه انشا درباره نماز براتون اماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد، شما هم انشا خودتونو در قسمت دیدگاه ها بنویسید تا دوستان استفاده کنند. انشا شماره یک ای قلم ، بر این صفحه ی سفید بنویس که نماز واژه ای است به رسم عشق و محبت به خداوند. نماز خلاصه عشق است و سرود معنویت. هنگامیکه صدای ملکوتی اذان از کوچه پس کوچه های شهر خالی وجودمان می گذرد و وارد پنجره های نیمه باز دلمان می شود و با دستان نوازشگر خود رو...

ادامه مطلب

2 انشا درباره عینک برای کلاس هفتم

2 انشا درباره عینک برای کلاس هفتم

2 انشا درباره عینک برای کلاس هفتم دو تا انشا در مورد عینک براتون اماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد. شما هم انشا خودتونو در قسمت دیدگاه ها بنویسید تا دوستان استفاده کنند. انشا شماره یک بچه تر که بودم ، يعني توی دوره ابتدايي، دلم بدجوری ميخواست عينک داشته باشم. شايد عينک هم برام حكم يه اسباب بازی داشت كه  مالكيتش لذت بخش بود. به همين دليل ، بارها فيلم بازي كردم كه چشمم ضعيف شده و  بارها آقای چشم پزشك كه دكتر ماهري هم بود گفت نه… چشمای...

ادامه مطلب

متن های زیبا و عاشقانه برای کپشن اینستاگرام

متن های زیبا و عاشقانه برای کپشن اینستاگرام

متن های زیبا و عاشقانه برای کپشن اینستاگرام جملات خاص و نوشته های زیبا برای کپشن اینستاگرام ستاره ای شده ام غرق آسمان دلت که راه عشق کشاندم به کهکشان دلت پریده ام همه ی انتظار عالم را به سمت روشن آرام آشیان دلت . . . ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ” ﻧﺪﺍﺷـﺘـﻦ ” ﻫﺎ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ ﺗـــﻮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧـﻨﺪﻡ ﻗﻔﻞ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﺭ ﺗـــﻮ ﻛﻪ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ ، ﺗﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﻣﺮﻏﺎﻥ ﺧﻮﺷﺨﻮﺍﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﭼﻪ ﺧﻮﺵ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺳﺖ ﺑــﺎ ﺗـــﻮ ﺑــﻮﺩﻥ ﻋﺎﺷ...

ادامه مطلب

بیوگرافی رسول نجفیان و برادرزاده اش شروین نجفیان + عکس

بیوگرافی رسول نجفیان و برادرزاده اش شروین نجفیان + عکس

بیوگرافی رسول نجفیان و برادرزاده اش شروین نجفیان + عکس رسول نجفیان متولد ۱۳۳۰در تهران بازیگر و خواننده است. در دوران دبستان با تاثیرپذیری از شیوه اداره کلاس توسط معلم روحانی خود، ذوق نمایش در او ایجاد شد. وی سال ۱۳۴۸ در هنرکده تئاتر آناهیتا فعالیت داشت. پدر و مادری وی اهل همدان و روستای رباط شورین هستند. اما متولد تهران است، وی شعر و آهنگ عجب رسمیه رسم زمونه را به بیاد مادربزرگ و خانه قدیمی ایشان در روستای رباط شورین همدانسروده و ساخ...

ادامه مطلب

معنی تصادم در بیمه ، مشخصات تصادم ، ماهيت حقوقی تصادم

معنی تصادم در بیمه ، مشخصات تصادم ، ماهيت حقوقی تصادم

معنی تصادم در بیمه ، مشخصات تصادم ، ماهيت حقوقی تصادم   مشخصات تصادم  موضوع ماده 336 قانون مجازات اسلامي، تصادم از باب تفاعل است و معناي آن در لغت، ايراد ضربه هر يك از دو به ديگري است. منظور از تصادم مذكور در اين ماده، برخورد خسارت‌زاي دو وسيله نقليه با هم در نتيجه حركت دو وسيله است. برخورد دو وسيله بايد خسارت‌زا باشد. در صورتي كه بر اثر برخورد، خسارتي وارد نشده باشد، موردي براي اجراي حكم مقرر در اين ماده وجود ندارد. همچنين لازم است...

ادامه مطلب

2 انشا درباره دوست ، انشا با موضوع دوست

2 انشا درباره دوست ، انشا با موضوع دوست

2 انشا درباره دوست ، انشا با موضوع دوست امروز دو تا انشا با موضوع دوست خوب ، بد و بهترین دوست اماده کردم که امیدوارم خوشتون بیاد. شما هم انشا خودتونو در قسمت دیدگاه ها بنویسید تا دوستان استفاده کنند. انشا شماره یک دوست… هم نشین خوب … رفیق …! کلماتی که گفتم، مرا به خنده وا می دارد. پیدا کردن دوست صمیمی و خوب، در این دوره و زمانه، مانند پیدا کردن میوه ی خوب و رسیده است! شاید زمانی که داشتند رفاقت را تقسیم میکردند، ...

ادامه مطلب

شعر درباره قطار ، متن در مورد قطار

شعر درباره قطار ، متن در مورد قطار

شعر درباره قطار ، متن در مورد قطار مجموعه اشعار با موضوع قطار تقدیم به شما عزیزان چمدانت را بردار و برو از این ایستگاه قطاری نمی گذرد این را سوزنبانی به من گفت که مرگ هم باز نشسته اش نکرد . . . پله ها به سرعت برق تو را از من می دزدند و تا پیدایت کنم ایستگاه بعد سوتش را کشیده لرزان لرزان باز می گردم و آرزو می کنم کاش اشتباه کند این قطار سخن گو و ایستگاه آخر خانه من باشد . . . نه در چمدانی جا می شوند که دهانشان را ببندم نه از جلوی چشم هایم گم می شوند...

ادامه مطلب