X بستن تبلیغات
خرطوم » نوشته ها » شعر نو درباره برف ، شعر عاشقانه در مورد برف

شعر نو درباره برف ، شعر عاشقانه در مورد برف

شعر نو درباره برف شعر عاشقانه در مورد برف

شعر نو درباره برف ، شعر عاشقانه در مورد برف

شعر با موضوع برف از محسن مظلومی

برف باریده بر این جاده و جایت خالیست

دست در دست من اما رد پایت خالیست

روی این جاده ی یخ بسته ی بی مقصد آه

چقدر جاذبه ی گرم صدایت خالیست

امتدادیست پر از برف و پر از دلتنگی

جای نجوای تو و زمزمه هایت خالیست

آسمان صاف و زمین سرد و درختان سرسبز

جاده از بوی دل انگیز هوایت خالیست

گرچه با فوجی از احساس قشنگم اما

سطر سطر دلم از حرف و هجایت خالیست

ای پریشانِ پشیمان شده از خویش هنوز

کلبه ی شعر و غزل نیز برایت خالیست

محسن مظلومی

.

.

.

شعر با موضوع برف از فروغ فرخزاد

پشت شیشه برف میبارد

پشت شیشه برف میبارد

در سکوت سینه ام دستی

دانه اندوه میکارد

مو سپید آخر شدی ای برف

تا سرانجام چنین دیدی

در دلم باریدی … ای

افسوس

بر سر گورم نباریدی

چون نهالی سست میلرزد

روحم از سرمای تنهایی

میخزد در ظلمت قلبم

وحشت دنیای تنهایی

دیگرم گرمی نمی بخشی

عشق ای خورشید یخ بسته

سینه ام صحرای نومیدیست

خسته ام ‚ از عشق هم خسته

غنچه شوق تو هم خشکید

شعر ای شیطان افسونکار

عاقبت زین خواب درد آلود

جان من بیدار شد بیدار

بعد از او بر هر چه رو کردم

دیدم افسون سرابی بود

آنچه میگشتم به دنبالش

وای بر من نقش خواب بود

ای خدا … بر روی من بگشای

لحظه ای درهای دوزخ را

تا به کی در دل نهان سازم

حسرت گرمای دوزخ را؟

دیدم ای بس

آفتابی را

کو پیاپی در غروب افسرد

آفتاب بی غروب  من !

ای دریغا در جنوب ! افسرد

بعد از او دیگر چی میجویم؟

بعد از او دیگر چه می پایم ؟

اشک سردی تا بیافشانم

گور گرمی تا بیاسایم

پشت شیشه برف میبارد

پشت شیشه برف میبارد

در سکوت سینه ام دستی

دانه اندوه میکارد

فروغ فرخزاد

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم