خرطوم » نوشته ها » شعر درباره جمعه ، متن درباره جمعه

شعر درباره جمعه ، متن درباره جمعه

شعر درباره جمعه ، متن درباره جمعه عکس

شعر درباره جمعه ، متن درباره جمعه

مجموعه اشعار زیبا و عاشقانه در مورد جمعه برای روز جمعه ، غروب جمعه و شب جمعه

“جمعه”

می تواند روزی باشد

بدون دلتنگی

اگر تو

بگویی :

بر میگردی …

.

.

.

وقتی دل

همیشه گرفته است

غروب جمعه

چه گناهی دارد!

.

.

.

شنبه شد، پنجره از آمدنت وا مانده

دوسه تا دلهره از جمعه، ز تو جا مانده

جمعه و شنبه دگر فرق ندارد بی تو

تا میان من و تو فاصله بر جا مانده

.

.

.

می آیی و برای تو می گویم آخرش

با من عزیز، بی تو چه کردند جمعه ها

.

.

.

رفتی و مرده‌ی متحرک زیاد شد

لطفاً غروب جمعه سری هم به ما بزن…

.

.

.

رونوشتِ روز ها را

روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی

جمعه های بی قراری

.

.

.

دیدیم کسی

دلتنگی های ما را

گردن نمی گیرد

دیواری کوتاهتر از

غروب جمعه، پیدا نکردیم …!

.

.

.

عصر جمعه که می شود

نبودنت

آرنجش را

به قفسه ی سینه ام تکیه می دهد !

و لم می دهد بر دلم

از دست این نبودنت

که عادت نمی شود !

.

.

.

جمعه

جمع همه ي انتظار هفته است

جمع همه ي نفس هاي تو

كه شبيه بوسه

مي نشيند روي حافظه ي هفته ام

تو مي آيي و

مجموع ما

از انگشت هاي يك دست

فراتر مي رود!

.

.

.

درد نبودت

كمر روزها را شكست

و دل آشوب ترين شان جمعه است

كه وقت غروب

بغضش سخت می تركد

.

.

.

بی تو

عصر های جمعه

چنان بی قرار از این دلتنگی

چنان غریب در این خلوت

چنان لبریز از این تقدیر

چنان بـاران

چنان بـاران …

.

.

.

همه از جمعه مي نالند

اما

جمعه

تنها روزيست

كه من مي توانم

صندلي چوبي ام را به پشت بام ببرم

و تماشاي چشم هاي تو را

در غروب آفتاب

جشن بگيرم.

.

.

.

جمعه ها كه مى آيند

دلتنگ مى شوم ، بى حوصله ..

و تو

غروب جمعه ها

كمى بيشتر از هميشه نيستى ..

تو بيا ، من قول مى دهم

حال تمام

اين جمعه هاى بى حوصله

خوب شود ..!

.

.

.

و عصرِ جمعه

که هر چیزی

… هر چیزی

در خاطرم غروب می‌‌کند

جز یاد چشم‌های تو

.

.

.

جمعه ها

بیشتر از هر روز دیگر

نگرانت میشوم

میترسم دلت بگیرد

و کسی را نداشته باشی

تا غصه هایت را بجان بخرد

میترسم دلت بگیرد

و غم هایت تازه شود

جمعه ها بیشتر از هر روز دیگر

نگرانت میشوم

.

.

.

جمعه ساکت

جمعه متروک

جمعه چون کوچه های کهنه، غم انگیز

جمعه اندیشه های تنبل بیمار

جمعه خمیازه های موذی کشدار

جمعه بی انتظار

جمعه تسلیم

خانه خالی

خانه دلگیر

خانه در بسته بر هجوم جوانی

خانه تاریکی و تصور خورشید

خانه تنهائی و تفال و تردید

خانه پرده، کتاب، گنجه، تصاویر

آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت

زندگی من چو جویبار غریبی

در دل این جمعه های ساکت متروک

در دل این خانه های خالی دلگیر

آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت

منبع: m-bibak.blogfa.com

دو × 1 =

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم