X بستن تبلیغات
خرطوم » نوشته ها » تحقیق کامل درباره شعر سپید ( شعر منثور یا شعر ازاد )

تحقیق کامل درباره شعر سپید ( شعر منثور یا شعر ازاد )

شعر سپید

تحقیق کامل درباره شعر سپید ( شعر منثور یا شعر ازاد )

در این اموزش درباره مبتکر شعر سپید ، ویژگی های شعر سپید ، قواعد و قوانین شعر سپید مطالبی قرار دادم که امیدوارم مورد استفاده دوستان قرار بگیرد.

شعر سپید ، شعر منثور یا شعر آزاد گونه‌ای از شعر نو فارسی است که در دهه سی شمسی و با مجموعهٔ هوای تازه از احمد شاملو ظهور پیدا کرد. تفاوت عمده این آثار با نمونه‌های قبلی شعر نو در فرم شعر بود. در این سبک عموماً وزن عروضی رعایت نشده ولی آهنگ و موسیقی نمود دارد. در دسته‌بندی شعر نو فارسی، گاهی به هر شعر که در قالب شعر نیمایی نگنجد شعر سپید می‌گویند.

معمار شعر سپید را بی شک باید احمد شاملو دانست. وی اما بر خلاف نیما، کتاب یا مقاله ای خاصی در مورد دستور العمل های این قالب به جای نگذاشت. سبک و زبان خاص و تقلید ناپذیر شاملو و نیز خاصیت مبتنی بر خلاقیت شعر سپید سبب شد که هر کس بنا به ذهنیت خود تعریفی از آن ارائه دهد. با این حال توجه به آثار سپید سرایان بزرگ می تواند در رفع این سردرگمی موثر باشد.

 

تاریخچه و شاعران معروف

در مسیر شعر نو نیمایی در سال ۱۳۲۶ نخستین مجموعه شعر احمد شاملو به نام آهنگ‌های فراموش شده به چاپ رسید. به جهت آن که این مجموعه حاوی نخستین نمونه‌های «شعر سپید» در زبان فارسی است نشر آن در این سال سزاوار توجه‌است (برای دیدن نقد و نظرهای چند در مورد این کتاب، رک :شمس لنگرودی، تاریخ تحلیلی شعر نو، ۱/۳۵۴ به بعد) قطعنامه نام مجموعهٔ دیگر شعر احمد شاملو بود که نخستین بار در سال ۱۳۳۰ منتشر شد. این مجموعه حاوی چهار شعر بلند بود که نشان می‌داد شاملو با عبور از شیوهٔ نیمایی برای خود راه تازه‌ای می‌جوید (جعفر یاحقی، جویبار لحظه‌ها:۶۱). در دهه هشتاد شمسی گروهی از شاعران جوان در تداوم شعر نو به تعادل خوبی در فرم و محتوای شعر دست یافتند.

 

شگردها و تكنيك هاي شعر سپيد

پیش از اين كه  بخواهیم تکنیک های شعر سپید را مورد برسی و ارزیابی قرار دهیم، لازم است بدانیم آیا غیر از نبود وزن وقافیه، مشخصه های دیگری هم وجود دارد که بتوان آنها را به عنوان ” معیار” یا ” قاعده” برای شعر سپید فرض کرد؟ اصولاً چنین چیزی در شعرسپید امکان دارد؟

تردیدی نیست که شعر تنها از طبیعت به وجود نمی آید بلکه با احساس، اندیشه، قریحه و فعل آدمی نیز سروکار دارد و از تلاش ذهنی انسان در زبان شکل می گیرد. لهذا از آنجایی که پدیده های مولود آدمی ثبات ندارند، شعر وقواعد مربوط به آن هم نمی توانند، حالت ثابتی داشته باشند. از این رو می بینیم بسیاری از قاعده های شعری به مرور زمان  تغییر یافته اند. چه اين كه  زبان به عنوان نشانه همیشه با تحولات تاریخی، شکل های گوناگونی از خود نشان داده است. بر این اساس، زبان ها متناسب با مردم هر زمان و هر حوزهء جغرافیایی، صورت خاصی یافته اند. شعرهم که شکل ویژه ای در هر زبان است، ساختار متفاوتی داشته است. قوانین آن در چارچوب زبان هر دوره ومحل، تحولات گوناگونی پیدا کرده است. زمانی، وزن وقافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می گردید. زمان دیگر فرم و تخیل به علاوهء عناصر مذکور معیار سنجش قرار می گرفتند و  اینک در دورهء معاصر، ادبیت، منطق و بیان شاعرانه، استوانه های اصلی شعررا تشکیل می دهند.

بنابر این، هیچ معیار ثابتی نمی توان برای آن فرض کرد. هر آنچه به عنوان قاعده برای شعر جعل کرده اند، با تغییر شرایط فکری و زبانی، قابل تحول می باشد.

آنچه را که برای  شعر سپید گفته اند نیز از این دایره خارج  نمی باشد. تنها چیزی که می تواند به عنوان معیار ، در شعر سپید قابل پذیرش باشد، نبود وزن عروضی و قافیه است. دیگر مشخصه هاي آن می توانند در تقویه فرم و ادبیت آن مؤثر باشند.

نام بردن از بعضی چیز ها به عنوان تکنیک به این معنا نیست که این عناصر، هیچگاه تغییر پذیر نیستند و نمی توان آنها را با روش جدید تر معاوضه کرد بلكه به این مفهوم است که شعر سپید با ترکیب از این اصول به مرحلهء  عالی تری از کمال در فرم می رسد.

وهمچنان ذکر شماری از این عناصر به معنای نفی عناصر دیگر نمی باشد. ممکن است خیلی از خصایص در شعر سپید وجود داشته باشد، که بدون یاد کرد از آنها در گذشته باشیم. تکیه این قلم بر این است که به تعدادی از عناصر برجسته که موجب شکوه شعر سپید شاملو شده است و ما می توانیم از آنها در اشعار خود نیز استفاده ببریم، اشاره نماییم ورنه شگرد های شعر سپید بسیار زیادتر از آن است که به شمارش در آید.

 

عناصر عمده شعر سپید

موسیقی، تکرار، قرینه سازی، ایجاز، ترکیب سازی، رنگ ، حرکت، کلمه شناسی، تناسب، دستور زبان، تقطیع، شکل نهایی، منطق شعری، شکل ذهنی، کشف و ساختمان.

از موسیقی شعر به صورت مفصل در مقاله ء جایگاه وزن در شعر سپید  بحث صورت گرفته است. تکرار، قرینه سازی، ایجاز، ترکیب سازی، رنگ، حرکت، موضوعاتی اند که در کتاب “آموزش شعر”  اثر نگارنده به صورت مفصل شرح داده شده اند لذا حاجت به تکرار آن در این جا دیده نمی شود. حال به چند بحث دیگر که بدانها پرداخته نشده است، می پردازیم:

 

پيوستگي کلمه ها 

از کلمه می توان با عنوان های مستقل بحث نمود؛ بررسی زیبایی شناسانهء کلمه ها  از جمله مهم ترین موضوعات می باشد. آهنگ وموسیقی کلمه ها  مقولهء دیگری است که می شود با تکیه بر آن، به بازشناسی آنها پرداخت. دقت در بعد محتوایی وفضای درونی واژه ها، موضوع جداگانه یی است که ما را در شناخت کامل یک شعر، کمک می کند. موضوع مهم دیگر، بحث از پیوست وگسست کلمه ها  می باشد. این بحث از آنجا در مدار توجه ما قرار می گیرد که در اشعار کلاسیک و یا نیمایی، وزن عروضی وجود دارد. این وزن عروضی  مثل نخ تسبیح، کلمه ها  و مصراع هارا با همدیگر مرتبط می سازد. اما در شعر سپید این نخ دیده نمی شود، بناءاً باید چیزی را جستجو نمود که بتواند میان واژه ها، حلقهء ارتباطی برقرار نموده جلو گسست آنها را بگیرد. به نظر می رسد چهار امر می تواند شعر سپید را از این ناحیه کمک برساند:

 

ذهن شاعر : شعر برخاسته از فضای ذهنی شاعر است. موجودات ذهنی شاعر در قالب کلمه ها  تمثیل می یابند. پس چیزی که می تواند میان واژه ها پیوندی برقرار سازد، ذهن شاعر است. اگرشاعر در یک شعر، به ایجاد چندین صورت خیالی دست بزند، طبعاً  روابط عاطفی و صوری واژه ها دچار اختلال و شکست خواهد شد. اما اگر سیر ذهنی شاعر، در فضای واحدی باشد، واژه ها می توانند با اتحاد خوب تری در پردهء شعر ظاهر گردند.

 

فضای کلی شعر :  گاهی کلمه ها  به صورت مستقیم با همدیگر ارتباط برقرار می سازند و گاهی به صورت غیر مستقیم. ارتباط مستقیم کلمه ها  از همنشینی و پیوند معنایی آنها به وجود می آید و ارتباط غیر مستقیم از طریق قرار گرفتن واژه ها در فضای مشترک شکل می گیرد. واژه ها با تنفس در هوای مشترک دست در دست همدیگر داده صورت درونی شعر را بازسازی می کنند.

 

آهنگ : چیز دیگری  که می تواند کلمه ها  را باهم مرتبط سازد، آهنگ آنهاست. کلمه ها  به غیر از وزن عروضی، موسیقیی دیگری هم دارند که به آنها موسیقی داخلی و کناری گفته می شود. قافیه، تجنیس، تضاد وطباق از عناصری می باشند که آهنگ کلمه ها  را تامین می نمایند.

 

معنا : محتوای یک شعر هم می تواند در ایجاد پیوند میان واژه ها نقش داشته باشد. چه اين كه  واژه ها، بنیه و اساس یک شعر را تشکیل می دهند. هر مفهومی برای بیان، واژهء خاص خود را می طلبد. در صورتی که یک شعر در مفهوم واحدی سروده شده باشد، طبعاً  کلمه ها  آن هم به نوعی  از پیوستگی و خویشاوندی برخوردار خواهد بود. چنانچه در شعرفوق می بینیم. از طرف دیگر واژه ها به دنبال محتوا حرکت می کنند. شاعر وقتی چیزی را می خواهد بیان کند، طبعاً واژه هایی، خود را بر زبان او جاری می سازند که بتوانند مفهوم مورد نظر او را ارایه نمایند.

 

تسلسل

یک شعر همیشه یک شعر است. از آغاز تا انتهای آن پیام واحدی دارد. زبان در عین پیچیدگی از پیوستگی نیز برخوردار می باشد. عاطفه وتخیل در زبان واحد به تلاقی هم می رسند. شاعر مسیر مشخصی را می پیماید.از وقتی  که شعر آغاز می شود تا هنگامی که پایان می یابد، خواننده در خط معینی حرکت می کند. شعربا یک  هدفمندی شروع و با همان هدفمندی  به غایت خود می رسد. این گره خوردگی عناصر، توام با جهت منطقی شعر به پیش می رود. شعر شکل  حلقه و یا زنجیری را پیدا می کند که هردو سوی آن بهم دیگر گره خورده اند.

 

تناسب در محور عمودی : کلمه ها  همانگونه که در محور افقی خیال با هم دیگر برخورد ارگانیکی دارند در محور عمودی نیز می توانند – به نحوی – همدیگر را پذیرا شوند. چنانچه دیدیم  کلمه ها  شب، ستارگان، گیسو و تعزیت،  تناسب معنوی پیدا کرده اند. علاقه یا وجه مشترکی که اینها را در یک فضا جمع کرده است، سیاهی می باشد. سیاهی عاملی است که شاعر به وسیلهء آن این واژه ها را در پهلوی هم نشانده است.

 

فضای مشترک : هنگامی که شعر با فضای واحدی سروده می شود، طبعاً  کلمه ها  هم در فضای مشترکی قرار می گیرند. باز هم شعر بالا می تواند مثال خوبی باشد . شاعر در یک شب تاریک، کنار رودی ایستاده است که جز صدای نفسگیر غوکان چیزی از آن به گوش نمی رسد. همین بودن شاعر در چنین فضایی، موجب شده است تا واژه ها هم متناسب با فضا برگزیده شد.

 

آهنگ : موسیقی به هر نوع خود می تواند میان واژه ها ارتباط برقرار سازد. ارتباط آوایی کلمه ها  شعر را یکدست کرده به آن لذت و زیبایی می بخشد.

 

تکرار : تکرار در صورتی که به ایجاز شعر لطمه نزند، سبب پیوند لفظی شعر می شود. در شعر فوق می بینیم تکرار جملات؛ “اگر بیهده زیباست شب ، برای که زیباست شب  و برای چه زیباست؟” دو سر زنجیرهء شعر را در همدیگر متصل ساخته است.

 

بدیع و بیان : استفاده درست از صنایع بدیعی وبیانی هم می تواند شاعر را در جهت تسلسل کلمه ها  کمک كند.

 

نکاتی راجع به شعر سپید

  • اصلیترین وجه تمایز شعر سنتی و شعر سپید را میتوان تشبیه دانست که در طول شعر باید بدیع و نو باشد.
  • در شعر سپید باید از نمادهای نو و بدیع استفاده شده و نمادهای کلیشه ای گذشته کنار گذاشته شود.
  • ایجاد فاصله بین شاعر و راوی از دیگر بدعت های شعر سپید میباشد
  • گفتگو با خود و توضیح اضافی و خارج از موضوع اصلی شعر توسط شاعر از نکاتیست که باید در سرودن شعر سپید در نظر گرفته شود.
  • ترکیب توأم اطناب (بیان معنی کم با الفاظ زیاد) و ایجاز (بیان معنی زیاد با الفاظ کم) از نکات کاربردی در شعر سپید میباشد.
  • ترکیب زبان رسمی و محاوره ای، فارسی و غیر فارسی،… در اشعار سپید به چشم میخورد که اولین بار توسط شاملو صورت گرفت.
  • تصویرسازی، عاطفه، تخیل و توصیف و حس آمیزی از دیگر ارکان شعر سپید میباشد.
  • آهنگ درونی و ذاتی کلمات و شعر از التزامات شعر سپید میباشد.
  • آوردن ترکیبات اضافه ی متوالی و استفاده از کسره.
  • آوردن قافیه به صورت طبیعی و نه کوششی و الزامی در شعر سپید به چشم میخورد.
  • حذف واو اتصال و پشت هم نویسی عبارات جداگانه.
  • استفاده از دایره ی وسیع واژگان و واژه سازی و ترکیب سازی توسط شاعر.

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم