خرطوم » گالری عکس » متن درباره برف + عکس نوشته در مورد برف

متن درباره برف + عکس نوشته در مورد برف

متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف متن عاشقانه درباره برف عکس نوشته در مورد برف

متن درباره برف + عکس نوشته در مورد برف

مجموعه جملات زیبا ، ادبی و عاشقانه با موضوع برف تقدیم به دختر و پسر های عاشق

برف می بارد و همه خوشحالند و من غمگین …
دارد رد پاهایت را می پوشاند برف !

.

.

.

زمین از آمدن برف تازه خشنود است

من از شلوغی بسیار ردپا بیزار

.

.

.

دلم وقتی بریزد راهِ برگشتی نخواهد داشت

که سوی آسمان، برفِ پشیمان برنمیگردد

.

.

.

باران یا برف … چه فرقی میکند ؟
تو که باشی ، هوا که هیچ ؛ زندگی خوب است …

.

.

.

زمستون و روزای برفیش واسم سرد نیستن تا وقتی که خاطرات گرمت همرامه …

.

.

.

آدم برفی نبودم که به پایت یک شبه آب شوم …
من ؛ مو به مو سفید شدم !!!

.

.

.

زمستان را دوست ندارم چون با آمدنش به یاد نگاه های سردت می افتم …

.

.

.

آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی،
یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم

.

.

.

داره برف میاد به اسمون نگاه کن

هروقت برف سیاه بارید بهم خبر بده ،

اون موقع من دیگه دوستت نخواهم داشت

.

.

.

وقتی بهت گفتم : دلتنگ تو هستم ،

به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی !

به چه دلخوش کرده ای ؟

تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟

.

.

.

عشق یعنی امید ، یعنی طراوت باران ، یعنی سفیدی برف ،

یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن !

.

.

.

سوزی که برف داره ، بارون نداره

معرفتی که تو داری ، هیچ کــس نداره !

.

.

.

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

.

.

.

دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ،

اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن …

.

.

.

الا ای برف!
چه می ‏باری بر اين دنيای ناپاکی؟
بر اين دنيا که هر جايش
رد پا از خبيثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پيوندی ميان عشق و پروازی
تو را حيف است باريدن به ايوان سياهی‏ها
تو که فصل سپيدی را سرآغازی
مبار ای برف!

.

.

.

برف بارید و خدا پاكی خود را به زمین هدیه كرد.

زمین مغرور شد كه سفید است، پاك است چون دل خدا…

و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد كرد

.

.

.

برف که حالا کم کم آب می شود ، سفید ، همرنگ آرزوهای تو بود ..

.

.

.

مواظب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد ، زندگی با دلت نکند

.

.

.

عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست

.

.

.

دنبال من می گردی و حاصل ندارد !
موجی که عاشق می شود ساحل ندارد !
باید ببندم کوله بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد
من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی
از برف اگر آدم بسازی دل ندارد !

11 + شانزده =

باز نشر مطالب سایت با درج لینک مجاز می باشد. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم